صنایع و معدن مازندران

» صنایع و معدن

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۵۳

 جنگ رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران قطعی است.

نقش بی‌بی‌سی فارسی فرماندهی این جنگ است و جایگاهی استراتژیک در آن دارد.بازتعریف و تغییر سیاست رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی نمایان شده است. خبرنگار به‌طور دقیق در جایگاه افسر جنگ روانی نشسته و سخن مصاحبه شونده را به‌گونه‌ای تکرار می‌کند که استراتژی نوشته شده را علیه ایران پیاده کند.اصول حرفه‌ای دیروز که ساعت‌ها در کارگاه‌های آموزشی تدریس شده، دیگر برای بی‌بی‌سی معنایی ندارد و مهم ناسزاگویی به جمهوری اسلامی ایران است و تاثیر بر کوچه و بازار؛ نه نخبگان که تا دیروز برایش اهمیت اولیه داشت. البته همچنان جنبش دانشجویی، زنان، کارگران و اقلیت‌های جنسی و مذهبی جزو حوزه سنتی-امنیتی این رسانه است. ناسزاها که تا دیروز به‌منظور رعایت اخلاق ژورنالیستی سانسور و حذف می‌شد، اکنون در گیومه و دقیق نوشته و بولد و حتی چندباره تکرار می‌شود. فرماندهان میانی جنگ روانی بی‌بی‌سی فارسی یعنی مدیران و معاونان این شبکه، دقیق و شفاف اطلاعات و نااطلاعات را براساس استراتژی اصلی طراحی شده، به چند خبرنگار که در جایگاه افسران این جنگ نشسته‌اند، می‌دهند و آنها آن را درهم‌می‌آمیزند و با تکنیک‌های ژورنالیستی دکلمه می‌کنند. این مسیر گام به گام و اندک اندک پیش رفته و به یک‌باره شکل نگرفته است. این‌گونه است که مدتی است در این شبکه، تنها چند خبرنگار بیش از دیگران محور می‌شوند و برخی هم حاضر به همکاری نیستند و پس از سال‌ها، خداحافظی می‌کنند. پیشکسوتانی که تا دیروز اعتبار بی‌بی‌سی فارسی بودند و آنها را می‌نمایاندند تا برند خود را تقویت کنند، امروز دیگر بدون استفاده شده‌اند و البته اهمیت این جنگ، آنچنان است که حاضرند پیشکسوتان را قربانی و حذف کنند. بی‌بی‌سی فارسی قرارگاه جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران و کانون استراتژیک این پروژه «سعودی-امریکایی-اسرائیلی» است که در تفاهمنامه‌های امنیتی میان سرویس‌های بینادولتی این نقش را برعهده‌اش گذاشته‌اند. اهمیت این پروژه در این نیست که دولت بریتانیا حضور ندارد، بلکه از آن جهت است که سرویس اطلاعاتی انگلیس در هر پروژه‌ای امنیتی وارد می‌شود تا از بده‌بستان‌ها جا نماند؛ برای دیگران بازی می‌کند تا دیگران هم در جایی دیگر برای او بازی کنند. این‌گونه است که رویترز از بی‌بی‌سی یار کمکی می‌گیرد و به‌طور غیرحرفه‌ای حاضر می‌شود، اعتبار بین‌المللی خود را تنها به‌خاطر پیاده کردن تفاهمنامه‌های امنیتی زیرسوال ببرد و خبرسازی زرد کند تا ایران بیش از پیش در اصلاح افکار عمومی داخلی و جهانی درماند.
از دیگر سو، بی‌بی‌سی فارسی برای خود رقیب می‌سازد و فعالان رسانه‌ای خود را به رسانه‌های تازه تاسیس اجاره می‌دهد؛ به رقیبی که اگر بحث رسانه‌ای صرف باشد، این اقدام غیرمنطقی و غیرعقلانی و دور از درایت حرفه‌ای است اما آنچنان جنگ رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد که حاضر است حامی و پذیرای رقیب باشد؛ رقیبی که قرار است ۲۴ ساعته برنامه پخش و مخاطبانش را تصاحب کند و از آن پیشی بگیرد.
 فرید مدرسی / فعال رسانه

 

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۵۴

علی نعیمی: شرایط نابسامان اقتصادی حالا آرام‌آرام سایه خود را بر دیگر حوزه‌ها هم می‌گستراند و چه جای تعجب دارد اگر در روزهای بی‌ثباتی بازار اقلام حیاتی، سبد خرید محصولات فرهنگی خانوار هم ترک بردارد و خالی‌تر از قبل شود که به احتمالی با همین استدلال برخی فعالان هنری تصمیم گرفته‌اند در راستای «حمایت از مردم» ایده‌هایی را در راستای کاهش هزینه بهره‌مندی از محصولات هنری و فرهنگی مطرح کنند.

در روزهایی که ایده‌هایی مانند کنسرت رایگان در حوزه موسیقی توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده‌، برخی سالن‌های سینمایی در تهران و شهرستان اقدام به کاهش نرخ بلیت برای حمایت از مخاطبان کرده‌اند؛ اقدامی که تا امروز بیشتر موردی بوده و به حرکتی صنفی تبدیل نشده است.

تخفیف به سود سبد تفریحات فرهنگی
آبان ملک‌محمدی، مدیر تماشاخانه پارس کرمان نخستین سینماداری بود که به‌طور رسمی اعلام کرد تا زمان سامان‌یابی شرایط اقتصادی کشور، بلیت اکران فیلم‌های سینمایی در این مرکز با ۴۰ درصد تخفیف ارائه خواهد شد.
وی جزییات این کاهش نرخ را هم این‌گونه تشریح کرد: نرخ بلیت فیلم‌های سینمای بدنه و «هنر و تجربه» در تماشاخانه پارس ۱۰هزار تومان در نظر گرفته شده بود که از روز ۸ مرداد با کاهشی ۴۰درصدی با قیمت۶ هزار تومان به فروش می‌رسد.
از ابتدای هفته گذشته مدیریت سینما میلاد تهران نیز دست به اقدامی مشابه زد و با نصب اطلاعیه‌ای بر سردر این سینما اعلام کرد «به‌منظور حمایت از تماشاگران عزیز» بهای بلیت این سینما برای ایام عادی به ۸ هزار تومان و برای روزهای سه‌شنبه به ۴هزار تومان کاهش یافته است.
دامنه این اقدام سینماداران که دور از ذهن نیست گسترده‌تر هم شود، البته ملاحظاتی دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.

حمایت از جیب سینمادار یا صاحبان آثار؟
اصلی‌ترین نکته‌ای که در زمینه تخفیف نرخ بلیت‌های سینما باید به آن توجه داشت کاهش رقم ثبت‌شده فروش فیلم در گیشه و به‌تبع آن افت سهم برداشتی سهمداران در گیشه است. برهمین مبنا تنها یک روز در هفته (سه‌شنبه‌ها) نرخ بلیت در جدول اکران نیم‌بها تعریف شده تا سهم سینماداران و صاحبان آثار به‌طور مشترک در گیشه سینما محفوظ و شفاف بماند. در این راستا اگر سینماداری بخواهد برای حمایت از مردم بلیت ارزان یا حتی رایگان عرضه کند، تکلیف سهم صاحبان آثار و دیگر عوامل سهیم در گیشه مانند مالیات دولتی و عوارض شهرداری چه می‌شود؟
برای پاسخ این پرسش سراغ محمدقاصد اشرفی، رئیس هیات‌ مدیره انجمن سینماداران رفتیم. اشرفی درباره این اقدام حمایتی برخی سینماداران می‌گوید: این دست تصمیم‌ها بستگی به موقعیت و شرایط سالن‌های سینمایی دارد. در طول هفته یک روز به‌طور سراسری برای عرضه بلیت نیم‌بهای سینما تعیین شده اما برخی سینماها براساس وضعیت مخاطبان‌شان تصمیم می‌گیرند که روز دیگری را هم برای فروش نیم‌بها در نظر بگیرند.
اشرفی درباره احتمال ورود صنف سینماداران به این طرح حمایتی و فراگیرتر شدن آن هم این‌گونه توضیح می‌دهد: انجمن به‌طور کلی امکان ورود به این عرصه را ندارد و ما تنها نرخ بلیت سینماها را معین می‌کنیم و نمی‌توانیم همه را ملزم به همراهی در این طرح کنیم زیرا مجوز این کار را نداریم اما اگر سینماداری به‌طور مستقل در این زمینه تصمیم‌گیری کند از نظر ما بلامانع است.
رئیس هیات‌ مدیره انجمن سینماداران در پایان درباره تاثیر این تصمیم بر سهم دیگر بخش‌ها از گیشه سینماها هم می‌گوید: هر سینماداری بخواهد در این زمینه اقدام کند باید طرح خود برای کاهش نرخ بلیت را به شورای صنفی اکران ارائه و مجوز لازم برای کسر نرخ را دریافت کند زیرا صاحبان آثار هم در گیشه سهیم هستند و سینماداران نمی‌توانند به‌طور مستقل در این زمینه تصمیم‌گیری و اقدام کنند.

سینما بهانه‌ای برای «حال خوب»
فارغ از سازکار صنفی برای اجرایی شدن ایده‌هایی از این دست، نکته مهم‌تر اراده‌ای است که فراتر از دغدغه‌های اقتصادی و تجاری، نگاهی کاربردی‌تر به «هنر» و «محصولات فرهنگی» دارد؛ اراده‌ای که در مواردی مانند تصمیم هیات مدیره خانه سینما در قالب «لغو مراسم باشکوه جشن سینما» نمود پیدا می‌کند و در مواردی دیگر به‌صورت «تلاش برای برگزاری جشن باشکوه برای شادی هرچند موقت مردم» از سوی برگزارکنندگان جشن دنیای تصویر نمایان می‌شود.
حالا گروهی از سینماداران هم به این نتیجه رسیده‌اند که با کاهش نرخ بلیت بخشی از نگرانی‌های مخاطبان سینمادوست خود را مرتفع کنند که این دورخیز می‌تواند با ورود جدی‌تر نهادهای صنفی و بالادستی شکل عام‌تری هم پیدا کند.
تجربه برگزاری جشن دوروزه «سلام سینما» در سال ۹۲ به بهانه بزرگداشت روز ملی سینما، این روزها می‌تواند سرمشقی برای تزریق یک حال خوب عمومی در جامعه از معبر «سینما» باشد؛ تجربه اکران رایگان و سراسری فیلم‌ها در کشور که در نوبت قبلی اجرا موجی از همراهی را در میان مخاطبان خاموش سینما به همراه داشت و البته آسیب‌هایی نیز داشت که نباید نادیده گرفته شود.
وزارت ارشاد، خانه سینما، انجمن سینماداران، انجمن پخش‌کنندگان و مهم‌تر از اینها صاحبان آثار پرفروشی که این روزها بر پرده سینماهای کشور هستند می‌توانند در قالب یک حرکت صنفی، ایده جمعی از سینماداران را به یک خاطره خوش برای عبور از روزهای بحرانی اقتصاد کشور بدل کنند. هنوز برای تصمیم‌گیری جدی‌تر در این حوزه دیر نشده است.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۵۶

درحال‌حاضر، بالا بودن نرخ ارز و رکود بازار و همچنین بالا بودن نرخ بهره، شرایطی را فراهم کرده که سرمایه‌گذاری در بخش توسعه، بازسازی یا جایگزینی ماشین‌آلات استخراج و ماشین‌آلات فرآوری در بیشتر موارد غیر اقتصادی است.

بهره‌وری پایین در معادن از دیگر چالش‌های بسیار مهم در صنعت سنگ ایران و یک نقطه ضعف اصولی است. در واقع استخراج معادن به طور سنتی و بدون توجه به اصول اولیه استخراج و ویژگی‌های سنگ در مرحله فرآوری انجام می‌شود. به دیگر سخن، معدنکاران نگران میزان ضایعات و هدررفت منابع نیستند و بنابراین سنگ، از لحاظ ابعاد، سایزبندی و رگه‌های طبیعی سنگ و بدون توجه به ایرادهای ذاتی سنگ مانند ترک‌ها و شکاف‌ها استخراج می‌شود. وجود این نقاط ضعف باعث بالا رفتن ضایعات در مرحله فرآوری می‌شود.
به همین دلیل بیش از ۸۰درصد صادرات سنگ ایران به صورت خام است و به شکل سنگ بریده و فرآوری شده نیست زیرا سنگ خام در واقع از معدن، استخراج شده و به کارخانه‌دار خارجی فروخته می‌شود و تولیدکننده خارجی، محصول خود را وارد زنجیره ارزش شامل حلقه طراحی معماری می‌کند. در نتیجه بخش عمده‌ای از ارزش افزوده که در این بخش از زنجیره ارزش تعریف شده، نصیب صاحب مواد اولیه یعنی تولیدکننده ایرانی نمی‌شود.
از دیگر نقاط ضعف صنعت سنگ ایران در شرایط امروز، رکود بازار داخلی مسکن و به عبارتی رکود بازار داخلی سنگ ایران است. در نتیجه، کارخانه‌ها در بیشتر موارد با مشکل نقدینگی و تامین هزینه‌های جاری روبه‌رو هستند.
از دیگر مشکلات می‌توان به ضعف کنترل کیفی تولید در مرحله استخراج و فرآوری اشاره کرد. در واقع، مبنای اصلی وجود این چنین ضعفی، نبود فرآیندها یا شیوه‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های کنترل کیفی، نبود تجهیزات لازم، آموزش ندیدن پرسنل برای کنترل کیفی و نبود ساختار و سازمانی برای انجام کنترل کیفی در کارخانه‌هاست. مهم‌ترین سرفصل‌های کنترل کیفی شامل کنترل ویژگی‌های فیزیکی و مکانیکی سنگ، کنترل‌ ابعادی، کنترل ساب و پرداخت سنگ، رنگ‌بندی، کنترل وضعیت بسته‌بندی و… است.
در بسیاری از کارخانه‌ها هیچ یک از این موارد انجام نمی‌شود و شاید نتوان کارخانه‌ای را یافت که همه این کنترل‌ها را انجام دهد و در نتیجه، محصول سنگ معدن یا کارخانه، بدون شناسنامه و فاقد اطلاعات دقیق و قابل اتکا برای مصرف‌کننده است.
صنعت سنگ ایران از دیدگاه ساختاری و روابط درون‌صنفی، سنتی شناخته می‌شود و در نتیجه به صورت عام، پایبندی به تعهدات کیفی، برنامه زمان‌بندی، توجه به خواست و سلیقه مشتری و… ضعیف ارزیابی می‌شود. در واقع نمی‌توان به بیشتر کارخانه‌ها برای سفارش اتکا کرد زیرا بر اساس روند خودشان و فارغ از همه الزامات مورد نظر مشتری، محصولاتی تولید می‌کنند که در نتیجه مشتری مجبور است شرایط اجباری کارخانه را بپذیرد. به عبارت روشن‌تر، ساختار صنعت سنگ برای تولید محصول بر اساس تقاضای مشتری و اخذ سفارش، کارآمد نیست.
زنجیره ارزش سنگ در ایران، معیوب و بسیار سنتی است. در این زنجیره ارزش به صورت کلی، طراحان و معماران جایگاه تعریف شده‌ای ندارند و در واقع سنگ از معدن استخراج و به کارخانه‌دارها فروخته می‌شود و کارخانه‌دارها با سایزهای از پیش تعیین شده سنگ را می‌برند. بنابراین طراحان و معماران که در کشورهای پیشرفته در ساخت‌وساز، جایگاه رفیعی در هویت‌بخشی به سنگ، ایجاد ارزش افزوده و ارتقای جایگاه سنگ به عنوان یک ماده تزئینی لوکس دارند، در زنجیره ارزش صنعت سنگ ایران نقش درخوری ایفا نمی‌کنند.
به همین دلیل فعالان صنعت سنگ ایران برای ورود به بازار جهانی، توجهی به شناسایی زنجیره ارزش در بازارهای هدف ندارند و روش جاری در بازار ایران را در ورود به بازارهای خارجی و صادرات محصول‌شان به بازارهای جهانی دنبال می‌کنند.
محمد رسا / فعال معدنی

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

محبوبه ناطق: ۳ سال است که ایمیدرو روی برنامه‌های اکتشافی معادن ایران که سرحلقه بهره‌برداری و استخراج مواد معدنی است سرمایه‌گذاری کرده و با تمام قوت در این زمینه پیش می‌رود، به نحوی که ۲۰۰هزار کیلومتر از ۲۵۰هزار کیلومتر اولیه را اکتشاف کرد و نتیجه این اکتشاف به ۱۵محدوده معدنی رسید که در نیمه تیر به بخش خصوصی واگذار شد اما نهضت اکتشاف که کاری زیرساختی و به عهده دولت است، به همین جا ختم نمی‌شود و دولت به سردمداری ایمیدرو و سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی به دنبال زیر بال و پر گرفتن بخش‌های دیگری از ایران‌زمین و کشف ذخایر معدنی و معرفی آن به بخش خصوصی است. علی اصغرزاده، مدیر اکتشاف سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران(ایمیدرو) در گفت‌وگو با صمت جزییات اکتشافات ۲۵۰هزار کیلومتری که به ۲۷۰هزار کیلومتر هم رسید را تشریح کرد.

واگذاری محدوده‌های اکتشافی به بخش خصوصی چه روندی را طی کرد؟
در سال ۹۲ به رئیس هیات عامل ایمیدرو پیشنهاد کردیم که دفتر تخصصی اکتشاف، روی پهنه‌های اکتشافی کار کند. در همین راستا طرحی ارائه دادیم مبنی بر اینکه ۲۰۰هزار کیلومتر مربع در نقاط مرزی که کمتر مورد توجه بخش خصوصی قرار می‌گیرد و مورد تایید وزارت صنعت، معدن و تجارت است را اکتشاف کند. ابتدا وزارتخانه برای این پهنه‌ها فراخوان گذاشت تا اگر بخش خصوصی استقبال نکرد به ایمیدرو بسپارد. توجیه کار هم مشخص بود؛ دولت باید با تولید اطلاعات، ریسک کار را کم می‌کرد تا عاملی برای جذب بخش خصوصی باشد. ابتدا با حجم کمتری کار را شروع کردیم و۶۰ تا ۷۰هزار پهنه در اختیار ایمیدرو قرار گرفت. در ادامه، کار را در نوارهای مرزی مانند سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و خراسان جنوبی شروع کردیم و کم‌کم به غرب کشور رفتیم و استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، ایلام، کرمانشاه و اردبیل هم به آن افزوده شد. از ۲۷۰هزار کیلومتر مربع پهنه اکتشافات انجام شده در ۲۵استان، فازهای شناسایی و پی‌جویی انجام شده است که ۱۹۹هزار کیلومترمربع آن تمام‌شده و این محدوده‌ها را آزاد کردیم. تنها ۷۳هزارکیلومترمربع باقی‌مانده در اختیار ما است که اقدامات شناسایی و پی‌جویی را در آن انجام می‌دهیم.

یعنی ۱۹۹ هزار کیلومتر دیگر، محدوده معدنی ندارد و آزاد اعلام می‌شود؟
بله؛ پس از اتمام شناسایی، این محدوده‌ها را به سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان‌ها معرفی و تعدادی را به منظور گرفتن پروانه اکتشافات تفصیلی و عمومی واگذار کردیم، بقیه ۱۹۹هزار کیلومتر را نیز به وزارت صنعت، معدن و تجارت، آزاد اعلام کردیم.
به عنوان مثال در محدوده آباده-جازموریان که شامل ۴۵هزار کیلومتر مربع می‌شد پس از شناسایی، ۱۵بلوک را به اندازه ۵هزار کیلومتر جدا کردیم و بقیه آزاد اعلام شد. به همین شکل از بقیه محدوده‌ها نیز پهنه‌های معدنی، جدا شده و بقیه مناطق آزاد اعلام می‌شود. آنها این مناطق آزاد شده را از سیستم کاداست پاک می‌کنند تا اگر فرد دیگری خواست، درخواست بررسی و اکتشاف در این مناطق را به وزارتخانه بدهد. از این ۱۹۹هزار کیلومتر مربع ۶۶هزار کیلومتر مربع به بخش خصوصی واگذار شد که بخشی از آن در آیینی که خبرنگاران حضور داشتند به طور رسمی به بخش خصوصی واگذار شد. از ۴۵هزار کیلومتر آباده- جازموریان فقط ۵هزار کیلومتر را در قالب ۱۵بلوک به بخش خصوصی برای جذب سرمایه‌گذار واگذار کردیم.
البته سیاست ما این است که در هر مرحله‌ای از اکتشافات که بخش خصوصی برای مشارکت اعلام آمادگی کند، آن محدوده و پهنه را واگذار می‌کنیم.
در برخی از این پهنه‌ها بخش خصوصی آمادگی خود را اعلام می‌کند اما در برخی دیگر از محدوده‌ها منتظر می‌ماند تا دولت اکتشافات را کامل‌ کند بلکه دورنمای کار را روشن‌تر ببیند و ریسک آن را کاهش دهد سپس وارد کار می‌شود.

در پهنه آباده-جازموریان چه اقداماتی انجام شد؟ لطفا از ابتدای کار توضیح دهید.
پهنه آباده –جازموریان به وسعت ۴۵هزار کیلومتر مربع از آباده فارس شروع می‌شود، تا جازموریان در ابتدای استان سیستان و بلوچستان ادامه می‌یابد و استان فارس، یزد، جنوب کرمان و شمال هرمزگان را در بر می‌گیرد.
کار ژئوفیزیک هوایی را بر اساس اطلاعات شرکتی به نام ایروسرویس انجام دادیم که در واقع از قراردادهای پیش از انقلاب بود. این اطلاعات را بازیافت، به‌روز و دیجیتالی کرده و بر اساس آن روی ژئوفیزیک هوایی که مبنای کارهای پی‌جویی زمینی بود، تحقیق کردیم. در بخش‌های خصوصی، مشاورانی را به کار گرفتیم و روی این مناطق، اعتبارسنجی لایه‌های اطلاعاتی از جمله زمین‌شناسی یکصدهزار، ژئوشیمی یکصدهزار، فعالیت‌های تکتونیک و مطالعات ماهواره‌ای را انجام دادیم. با ترکیب این اطلاعات این ۱۵محدوده انتخاب شدند که برای جذب مشارکت، اقدامات اولیه را انجام دادیم.

۱۵شرکت خصوصی در حال انجام کار روی این محدوده‌ها هستند؟
بله؛ قراردادهای هر ۱۵شرکت به آنها ابلاغ شده و یک ماه فرصت دارند شرح خدماتی که در این محدوده‌ها می‌توانند ارائه بدهند را اعلام کنند تا پس از بررسی و تایید، استخراج را آغاز کنند.

اگر شرح خدمات مورد قبولی ارائه ندهند، امکان دارد این محدوده از آنها گرفته شود؟
این احتمال همیشه وجود دارد اما از آنجا که این شرکت‌ها پیش از ورود به فراخوان مورد بررسی کیفی قرار گرفته‌اند و آنهایی انتخاب شده‌اند که از لحاظ فنی و مالی صلاحیت دارند، به نظر نمی‌رسد مشکلی پیش بیاید چراکه به هر شرکتی اجازه حضور در فراخوان نمی‌دهیم.

وقتی می‌گوییم ژئوفیزیک هوایی یا اکتشاف انجام می‌شود، منظورمان دقیقا چیست؟ چه تیم‌هایی حضور دارند؟ آیا فقط کارشناسان ایمیدرو هستند یا از سایر سازمان‌ها مانند زمین‌شناسی نیز حضور دارند؟
سیاست ما در ایمیدرو از بدو تشکیل این بوده که به هیچ وجه کار اجرایی نکنیم بنابراین تمام کارهای‌مان را برون‌سپاری می‌کنیم. پس از برگزاری مناقصه‌ها، شرکت‌های مشاور و پیمانکار را انتخاب و قابلیت‌های فنی و مالی شرکت‌ها را ارزیابی کرده و در نظر می‌گیریم که دارای گرید از سازمان برنامه و بودجه باشند. خروجی این شرکت‌ها را ناظران داخلی ما چک می‌کنند و در نهایت بیشتر نقش نظارتی داریم.

آقای کرباسیان به موردی در آیین واگذاری محدوده‌ها اشاره کردند که استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان دارای چنین شرکت‌هایی نبودند.
بله. در برخی استان‌ها نه تنها کار را ایجاد کردیم بلکه آموزش هم دادیم. تعدادی از فارغ‌التحصیلان استان سیستان و بلوچستان را به همراه استادان دانشگاهی دعوت کرده، آموزش داده و ترغیب کردیم که شرکت اکتشافی تشکیل دهند. سپس به آنها کار دادیم و از سوی راهبرهای شناخته شده، آنها را راهبری کردیم. می‌شود گفت هم کار بود، هم کارآموزی، هم آموزش اکتشاف. خروجی این شرکت‌ها نیز شناسایی پهنه‌های معدنی در آن منطقه بود.

نقش سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان‌ها در این زمینه چه بود؟
بی‌شک بدون کمک سازمان استان‌ها نمی‌توانیم این کارها را انجام دهیم. تعریف پهنه‌ها به وسیله سازمان‌ها انجام می‌شود. سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان‌ها با شناختی که از نقشه‌های زمین‌شناسی و متالورژی منطقه خود دارند محدوده‌ها را انتخاب کرده و به وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت معرفی می‌کنند. با تایید معاونت معدنی وزارتخانه، این پهنه‌ها شکل می‌گیرد سپس برای ادامه کار اکتشاف به بخش خصوصی یا ایمیدرو واگذار می‌شود.

آیا امکاناتی که این شرکت‌ها دارند به‌روز است و امکان صدور خدمات فنی در آینده یا حال وجود دارد؟
شرکت‌های اکتشافی را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد؛ برخی شرکت‌های مشاورند که امکانات‌شان بیشتر نرم‌افزاری و استفاده از متخصصان است؛ برخی شرکت‌ها نیز به نوعی پیمانکارند یعنی کارهای ماهواره‌ای و حفاری‌های ترانشه‌ای یا حفاری با دستگاه و کارهای ژئوفیزیک هوایی و زمینی را انجام می‌دهند که در هر مورد می‌توان گفت کشور در این زمینه امکانات خوبی دارد اما کفایت نمی‌کند و نیاز به روزآوری علم و تجهیزات دارند. ایمیدرو نیز باید از آنها حمایت کند تا درصد موفقیت‌شان بالا برود.
در حوزه اکتشاف دارای ظرفیت‌های فنی خوبی هستیم و با توجه به تجربه‌ای که ایجاد شده، این دانش در کشور موجود است اما کامل نیست. کار را تا حد زیادی بلدیم اما این موضوع، ما را از آموزش بیشتر و ارتباط با جهان بی‌نیاز نمی‌کند.
درباره رشته‌های اکتشاف و زمین‌شناسی هر اندازه کار کنیم باز هم دانسته‌های‌مان کافی نیست و این موضوع در تمام کشورها مصداق دارد. متخصصان، دائم در سفر هستند و سیستم‌ها و تیپ‌های کانه‌زایشی را رصد می‌کنند. این مشاهده‌ها به آنها کمک می‌کند در بیابان و فیلد الگوسازی کنند. ما هم استثنا نیستیم زیرا حوزه اکتشاف چه در زمینه نرم‌افزای چه در زمینه سخت‌افزاری، نیاز به ارتقا دارد.

درباره تفاهمنامه‌هایی که با شرکت‌ها منعقد کرده‌اید توضیح ‌دهید.
در ایمیدرو بخشی از وظایف، توسعه فعالیت‌های اکتشافی و دانش است. ایمیدرو یک تا دو بار در سال از آموزش استادان خارجی که به وسیله بخش خصوصی دعوت می‌شوند استفاده می‌کند. در همین راستا هر سال کلاس‌های متعددی در معاونت آموزش ایمیدرو برگزار می‌شود که استادان داخلی و استادان درجه یک خارجی در آنها آموزش می‌دهند. درباره استادان داخلی به وسیله سازمان نظام مهندسی معدن با کمک سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت، استان‌ها را زیر پوشش قرار می‌دهیم. البته با بررسی‌ ایمیدرو، آموزش‌ها در دو بخش کلاسی و عملی به صورت حضور در معادن انجام می‌شود که در واقع برای بالا بردن سطح دانش است البته افرادی که آموزش می‌بینند از بخش خصوصی هستند و به همین دلیل به این آموزش‌ها سوبسید می‌دهیم و بیشتر هزینه رفت و آمد از آنها اخذ می‌شود.
زمانی که به انتهای کار می‌رسیم از یک متخصص رتبه اول جهانی دعوت می‌کنیم که اطلاعات ما و همچنین منطقه را ارزیابی و نظر خود را اعلام کند. متخصصان آن منطقه و همچنین متخصصان ما در بازدید از محدوده معدنی، استاد خارجی را همراهی می‌کنند تا اطلاعات داخلی و جهانی را به اشتراک بگذارند و از یک متخصص جهان‌دیده و با تجربه بیاموزند. این اتفاق یک چالش جذاب برای همکاران ما و مدیران بخش خصوصی است.
در حقیقت، استفاده از کمک این استاد یک تیر با چند نشان است.

سازمان زمین‌شناسی در این قضیه چه همراهی دارد؟
یکی از محورهای اساسی اکتشافی کشور، سازمان زمین‌شناسی است؛ در حقیقت ۳بازیگر مهم یعنی ایمیدرو، سازمان زمین‌شناسی و بخش خصوصی در عرصه اکتشافات داریم. اگر می‌خواهیم موفق باشیم این ۳بخش باید با هم حرکت کنند.
با سازمان زمین‌شناسی برای کارهای مشترک، قراردادها و تفاهمنامه‌هایی به امضا رسانده‌ایم. به طور مثال یک کار مشترک در پهنه سنگان با سازمان زمین‌شناسی در دست انجام داریم که منجر به شناسایی بیش از ۸۰ آنومالی جدید شد. این آنومالی‌ها را در ۳۹اندیس قالب‌بندی کردیم و۲۶اندیس را در اختیار سازمان صنعت، معدن و تجارت استان خراسان رضوی قرار دادیم که به بخش‌های خصوصی واگذار شود و ۱۳اندیس دیگر را هم انتخاب کردیم که ادامه بدهیم و جلوتر ببریم تا واگذار کنیم.
این یک نمونه از همکاری‌ خوب ایمیدرو و سازمان زمین‌شناسی بود و آقای دکتر برنا، مجری طرح بودند. یک کار مشترک دیگر هم قرار است در پهنه ده‌شیر در جنوب استان یزد انجام دهیم. قراردادها بسته شده و مجری طرح نیز آقای فتوتی از سازمان زمین‌شناسی است. بودجه، اختصاص یافته و بخشی از آن پرداخت شده است. ساختار کاری، شکل گرفته و آقای فتوتی از همکاران سازمان، در این پهنه در حال کار هستند.
البته قراردادهای زیادی در این زمینه داریم اما متولی یک قرارداد، آقای دکتر قریب از سازمان زمین‌شناسی هستند تا محدوده‌های روی، عناصر نادر خاکی و کرومیت را به طور مشترک کار کنیم. در این زمینه، موافقتنامه رد و بدل شده و محدوده‌ها در حال بررسی هستند.

۲۵۰ هزار کیلومتر کار اکتشافی را به ۲۷۲ هزار کیلومتر رسانده‌اید؛ هدف شما انجام چه میزان کار اکتشافی است؟
۲۰۰هزار کیلومتر آن تمام شده، به پروانه بهره‌برداری تبدیل شده و از کاداست پاک شده است. ۷۰هزار کیلومتر مربع دیگر نیز به تازگی واگذار شده و کار در این مناطق را به تازگی شروع کرده‌ایم. پهنه هرمزگان، ابتدای سال ۹۷ و بوشهر، اواخر زمستان سال گذشته به ما واگذار شدند. حداقل یک سال و حداکثر دو سال زمان می‌برد تا کار اکتشافات آن تمام شود. البته این درخواست‌ها همچنان ادامه دارند و اگر ما هم مایل به کار روی مناطق جدید نباشیم و بخواهیم روی همان مناطق قبلی کار کنیم سازمان‌های استان‌ها محدوده‌های جدید را به ما معرفی می‌کنند. ۷۰هزار کیلومتر باقی مانده به غیر از یک یا دو پهنه کردستان شامل پهنه بیجار و قروه است که کار یکی تمام شد. مجوز پروازهای هوایی در نیمه غربی استان کردستان و سنقر کرمانشاه و پهنه قروه و سنقر را به دلایلی به سختی گرفتیم. نیمه شرقی این پهنه‌ها را به راحتی مجوز گرفتیم و به استان هم اعلام کردیم همان نیمه شرقی کافی است و کار را تمام شده تلقی کنند اما سازمان استان اصرار داشت نیمه غربی هم تمام شود. در نهایت با کمک استان و وزارتخانه مجوز گرفتیم و خوشبختانه کار آنجا را هم تمام کردیم.

این همان خبری است که خانم لک به تازگی اعلام کرده‌اند؟
نه. آن خبر مربوط به پهنه سازمان زمین‌شناسی است که در سقز کار می‌کنند و با پهنه ما تفاوت دارد. ۲ پهنه قروه و بیجار در کردستان در دست ایمیدرو بود و پهنه سقز در اختیار سازمان زمین‌شناسی. ما در این ۲پهنه، ۶پهنه معدنی را معرفی و به بخش خصوصی واگذار کردیم که کارهای پروانه بهره‌برداری‌اش در حال انجام است و شامل ۳محدوده پلی‌متال و طلا و ۳محدوده سنگ آهن می‌شود. تا ۲۰ آذر کارهای اکتشاف بخش غربی کردستان هم تمام می‌شود و آن را تحویل می‌دهیم.

۲۷۰ هزار کیلومتر کار اکتشافی می‌تواند تا چه وسعتی ادامه یابد؟
تا یک میلیون و ۶۴۰کیلومتر می‌تواند پیش برود که کل مساحت کشور است.

بیشتر مایل هستید چه مناطقی را در اولویت اکتشاف بگذارید؟
خوشبختانه ایران مرکزی، مناطق مستعد معدنی زیادی دارد و انتخاب یک منطقه سخت است اما استان سیستان و بلوچستان و استان خراسان مناطق خوبی هستند. علاقه کمتری به حضور در مناطق جنوب زاگرس داریم چراکه شامل حوزه‌های نفتی است و حوزه‌های فلزی خوبی به شمار نمی‌روند. حوزه‌هایی که از نظر اجتماعی بیشتر به آنها علاقه داریم مناطق محروم و مرزی هستند، مانند کمربندهای کوهزایی ایران و بخش‌های داخل زاگرس به سمت مرکز. نوار شمالی هرمزگان هم که جزو کمربند سنندج- سیرجان است بسیار خوب است اما نوار جنوبی آن کوه‌های نمکی و از جنس رسوبی است و منطقه مستعدی به شمار نمی‌رود.

از شما متشکرم.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۵۸

سارا اصغری: برای تکمیل زنجیره فولاد و رسیدن به افق تولید ۵۵میلیون تن فولاد تا سال ۱۴۰۴ در یکی دو دهه گذشته، واحدهای بزرگ و کوچک فولادسازی از کنسانتره‌سازی تا محصول نهایی و نوردکاری شکل گرفته‌اند؛

واحدهایی که برای افزایش کیفیت محصول و بهره‌وری به روزآمدی تجهیزات و ماشین‌آلات نیاز دارند، اتفاقی که در فولادسازی‌های بزرگ افتاده و بخش خصوصی کوچک از آن عقب مانده است.

واحدهای کوچک عقب مانده‌اند
درباره تجهیزات و ماشین‌آلات واحدهای فولادسازی، مجید محمودی، کارشناس فولاد در گفت‌وگو با صمت اظهار کرد: زنجیره فولاد از سنگ‌آهن تا تولید محصول نهایی، ماشین‌آلات و تجهیزات ویژه خودش را می‌طلبد. البته در بخش فولادسازی، دو بخش تجهیزات و ماشین‌آلات داریم که یک‌سری تجهیزات اصلی دارند و بیشتر مکانیکال هستند یعنی در بلندمدت نیاز به تعویض و به‌روزرسانی ندارند. برای مثال در کارخانه‌های فولادسازی در آلمان، برخی تجهیزات مربوط به ۴۰سال پیش هستند.
محمودی در ادامه خاطرنشان کرد: اما بخش‌های دیگری در واحدهای فولادسازی به‌ویژه در نوردکاری وجود دارند که الکتریکال، اتوماسیون و ابزار دقیق هستند. از این رو اگر واحدی قصد داشته باشد کیفیت و بهره‌وری را افزایش دهد باید بخش الکتریکال را ارتقا بخشد و به‌روز کند. به‌ویژه در تولید محصول نهایی که بخش نوردکاری است باید تجهیزات و ماشین‌آلات به‌روز شوند چراکه تجهیزات اندازه‌گیری مربوط به ۳۰سال پیش، جوابگوی تولیدات کنونی نخواهند بود. در واقع، هم دقت آنها کاهش یافته و هم تجهیزات بهتری به این عرصه وارد شده‌اند اما تجهیزات مکانیکال اگر خوب نگهداری شوند، ۴۰ سال هم می‌توانند کارایی داشته باشند.
این کارشناس فولاد در ادامه خاطرنشان کرد: البته واحدهای فولادسازی بزرگ همانند فولاد مبارکه یا فولاد خوزستان همواره سعی کرده‌اند تجهیزات و ماشین‌آلات خود را به‌روز کنند، برای مثال تجهیزات اندازه‌گیری یا سیستم ابزار دقیق در فولاد مبارکه دو تا سه بار به‌روزرسانی شده‌اند. مجیدی در ادامه تاکید کرد: به یقین اگر این تجهیزات مربوط به ۲۰سال گذشته باشند هم‌اکنون قادر نخواهند بود محصول باکیفیت تولید کنند. فولادسازی‌ها سرمایه‌گذاری جدید کرده‌اند که فولاد با کیفیت بالا تولید کنند و در همین راستا واحدهای سولفورزدا ایجاد شده‌اند. از این رو واحدهایی که به فکر سودآوری هستند باید بخشی از سرمایه خود را به سرمایه‌گذاری و تجهیزات اختصاص دهند. فولاد خوزستان تا حدی خود را به‌روز کرده و شرکت ذوب آهن اصفهان نیز تلاش کرده تجهیزات خود را به‌روز کند اما به دلیل مشکلات مالی نتوانسته در این مسیر پیش برود. محمودی ادامه داد: در کل، بخش خصوصی کوچک در کشور نتوانسته به خوبی تجهیزات خود را به‌روز کند. اگر به این واحدها سر بزنید مشاهده می‌کنید با تجهیزات دست دوم و با کیفیت پایین مشغول به کار هستند. بسیاری از نوردکاران با کیفیت بالا تولید نمی‌کنند به این دلیل که نتوانسته‌اند خود را به روز کنند. گویی بخش‌های خصوصی، اعتقادی به روزآمد کردن ندارند چون توان مالی‌ آنها این اجازه را نمی‌دهد. نوردکاران، هم با ظرفیت پایین و هم با کیفیت پایین کار می‌کنند.
این کارشناس فولاد همچنین با اشاره به وارداتی بودن تجهیزات عنوان کرد: بیشتر تجهیزات سخت‌افزاری، وارداتی هستند اما در بخش نرم‌افزاری، برخی واحدها توانسته‌اند نرم‌افزار را بر تجهیزات و سخت‌افزار سوار کنند. در حقیقت بخش خصوصی در این زمینه ضعیف عمل می‌کند زیرا سیستم بهره‌برداری ضعیفی دارد و از تجهیزات آنقدر کار می‌کشد که از کار می‌افتد. این در حالی است که تجهیزات ابزار دقیق چند سال یک‌بار باید تعویض شوند.

واحدهای بزرگ به‌روز شده‌اند
همچنین در زمینه به‌روزرسانی تجهیزات و ماشین‌آلات شرکت‌های فولادی، محمود محمدی فشارکی، مدیر عملیات مجتمع فولاد سبا در گفت‌وگو با صمت اظهار کرد: شرکت‌های فولادسازی در ایران به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی شرکت‌های بزرگ مانند فولاد مبارکه و… به‌تدریج توانسته‌اند خود را به روز کنند. فولاد مبارکه، در زیرمجموعه و هلدینگ خود این کار را انجام داده اما بسیاری از فولادسازی‌ها به دلایل مختلف نتوانسته‌اند ماشین‌آلات‌شان را به‌روز کنند. فشارکی در ادامه خاطرنشان کرد: واحدهای کوچک فولاد به دلیل مشکلات مالی، ترجیح داده‌اند کمتر به این سمت و سو پیش بروند. این در حالی است که تمام واحدهای فولادی باید به این سمت بروند و بخش اتوماسیون خود را به‌روز کنند.
فشارکی با اشاره به اینکه بخش خصوصی در زمینه ماشین‌آلات چندان به‌روز نشده، عنوان کرد: در حقیقت بخش خصوصی نتوانسته خود را با واحدهای بزرگ در این زمینه همگام کند. البته کار با سیستم‌های اتوماسیون بسیار هزینه‌بر است چراکه این سیستم‌ها را باید وارد کرد و در برابر آن ارز پرداخت اما شرکت‌های فولادسازی در منطقه یزد، خراسان یا استان‌های دیگر به جای اینکه روی اتوماسیون و روزآوری کار کنند ترجیح می‌دهند با همان روش‌های قدیمی و به صورت مکانیکی کار کنند که این موضوع سبب کاهش بهره‌وری شده است.
فشارکی در پاسخ به این پرسش که تحریم‌های دوباره کشور تا چه اندازه روی ماشین‌آلات واحدهای فولادی تاثیرگذار است، گفت: تحریم به‌طور مشخص روی ماشین‌آلات تاثیرگذار نخواهد بود اما روی تامین قطعات یدکی تاثیرگذار است چراکه در واحدهای تولیدی فولاد، قطعاتی مورد نیاز است که هم‌اکنون به راحتی قابل تامین هستند و در صورت تحریم نه اینکه قابل تامین نباشند اما با سختی تامین خواهند شد.
وی با اشاره به این موضوع که تولید فولاد در کشور «های‌تک» به‌شمار نمی‌رود، بیان کرد: فولادی که در کشور تولید می‌شود، فولاد عمومی است و برای زیرساخت‌هایی مانند مخازن، سدها، ساختمان‌سازی و… مورد استفاده قرار می‌گیرد و به صورت های‌تک تولید نمی‌شود. به عبارت دیگر حدود ۸۰درصد فولاد کشور به‌صورت عمومی تولید می‌شود و ۲۰درصد آن به‌صورت خاص در لوله‌های گاز، آب و نفت مورد استفاده قرار می‌گیرد که این دسته هم جزو فولادهای های‌تک قرار نمی‌گیرد. فشارکی تاکید کرد: برای تولید فولاد های‌تک، باید بخش فنی و ماشین‌آلات به‌روز شده و از آخرین فناوری‌های روز استفاده شود.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۵۹

ثمن رحیمی راد: چین آنچه «ممنوعیت طبقه هفت» بر واردات قراضه مس نام داده را نهایی کرد.

چنین حرکتی بازار جهانی را به بی‌ثباتی سوق می‌دهد. مس فلزی راهبردی در جهان است و همواره در رشد چین به عنوان یک ابرقدرت صنعت الکترونیک اهمیت ویژه‌ای داشته است. این ممنوعیت چه معنایی برای بازار مس سراسر جهان می‌تواند داشته باشد و خوابی که چین برای واردات قراضه دیده تا کجا می‌تواند بازار مس را دستخوش تغییر و تحول کند؟
به گزارش صمت به نقل از ماینینگ‌فناوری، از نیمه فروردین تا نیمه اردیبهشت(آوریل) چین در نهایت اعلام کرد «ممنوعیت طبقه هفت» را بر واردات قراضه تا سال آینده میلادی اِعمال می‌کند. شایعه‌های مربوط به چنین از سال ۱۳۹۵خورشیدی(۲۰۱۶ میلادی) آغاز شد و به نگرانی واردکنندگان قراضه و مصرف‌کنندگان مس این کشور انجامید.
این حرکت به سرعت بر بهای مس تاثیر گذاشت، در حالی که بهای فلز سرخ از سال ۱۳۹۵ خورشیدی(۲۰۱۶میلادی) پس از گذران ۶سال کاهشی، به طور پیوسته رو به رشد بود. با توقف کامل واردات «مس گروه هفت» یا همان قراضه مس نیز بهای مس در چند ماه افزایش بیشتری پیدا کرد و واردکنندگان، به گروه شش که شامل کانی و کنسانتره مس می‌شود، روی آوردند. در ابتدی امسال میلادی در اواسط دی ۱۳۹۶، بهای مس به ۷هزار دلار در تن رسید و تا ۹تیر(پایان ژوئن) و وقتی که به اوج ۴ساله رسید، به قوت خود باقی ماند. بر مبنای ممنوعیت گروه هفت، ورود محصولاتی که تنها ۵درصد یا کمتر از آنها را مس تشکیل داده باشد، متوقف خواهد شد که کابل‌‌های مسی و موتورهای دورانداخته شده از جمله این محصولات است. چین بزرگترین واردکننده قراضه مس در جهان است و حدود ۴۵درصد این ماده را از سطح جهان وارد می‌کند که در نتیجه این ممنوعیت می‌تواند به حذف حدود ۳۰۰هزار تن مس از بازار منجر شود.
این ممنوعیت در سال آینده میلادی(۲۰۱۹) عملی خواهد شد، اما از هم‌اکنون تاثیر خود را بر بازار گذاشته است. از فروردین(آوریل) واردات کابل و ضایعات مسی به چین ۸۷درصد کاهش داشته است. این میزان کاهش قراضه فلزات چه معنایی می‌تواند برای بازار مس داشته باشد؟

ممنوعیت مس برای محافظت از محیط‌زیست
این باور نیز وجود دارد که اعمال ممنوعیت بر واردات قراضه مس از سوی چین، بخشی از تعهد این کشور به کاهش آلودگی است. در سال ۱۳۹۳ خورشیدی(۲۰۱۴ میلادی)، لی‌که چیانگ، نخست وزیر چین در کنگره ملی این کشور اعلام کرد: عزم خود را جزم کردیم که با آلودگی بجنگیم، همان طور که عزم کردیم با فقر بجنگیم.
این نخستین گام‌هایی است که این ابرقدرت برداشته تا نشان دهد سیاست‌های زیست‌محیطی، نسبت به سیاست‌های اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردارند. از آن پس این کشور پیشرفت‌های بیشماری در کاهش آلودگی هوا، آب و خاک داشت. این حرکت همچنین در امتداد قوانین جدیدی انجام شد که سطوح ناخالصی‌ها را در محصولات زائد و ضایعی که به چین وارد می‌شود، محدود می‌کند. از اسفند (مارس) چین تنها ورود فلزات غیرآهنی را با خلوص یک‌درصد یا کمتر و فلزات آهنی، کاغذ و موتورهای الکتریکی را که تبدیل به ضایعات شده‌اند با خلوص ۰/۵درصد، مجاز اعلام کرد.
در ۴سال گذشته، موضع تهاجمی چین در برابر آلودگی باعث شده که درصد ذرات جامد موجود در هوای شهرهای آن ۳۲درصد کمتر شود و با کاهش میزان ضایعات مسی که ناخالصی بیشتری دارند و کاهش تصفیه آنها، امید می‌رود این روند کاهشی رشد بیشتری یابد.

بازار صعودی مس
در نیمه اردیبهشت تا نیمه خرداد(مه) واردات مس نوردشده به چین به ۴۷۵هزار تن رسید. این رقم در مقایسه با همین مدت زمان در سال گذشته، ۲۲درصد افزایش داشت. جان مایِر، تحلیلگر بازار مواد معدنی در موسسه اس‌پی‌انجِل می‌گوید: فکر می‌کنم صنعت چین خیلی سریع به ممنوعیت واردات واکنش نشان داد، چون ممنوعیت قراضه طبقه هفت قرار است در سال آینده عملی شود، اما به نظر می‌رسد شرکت‌های چینی شتاب زیادی در کاستن از میزان تقاضای خود برای قراضه‌های گروه هفت داشته باشند. به گمان من تاجران و دیگر واردکنندگان نمی‌خواهند درگیر قراضه‌ای باشند که واردات آن دردسرساز است. در مقابل، واردات قراضه مس طبقه شش(کانی و کنسانتره) به طور مستمر رو به افزایش بوده است. واردات این دو بخش در ۵ماه ابتدای امسال میلادی در مقایسه با همین بازه زمانی مشابه در سال گذشته میلادی ۱۴درصد افزایش داشت و به ۷/۸میلیون تن رسید. تاثیر طولانی‌مدت این اتفاق بر چین اما چندان هیجان‌آور نیست، چون مس همچنان یک فلز استراتژیک و حیاتی برای چین تلقی می‌شود و در سال‌های آینده نیز تقاضا برای آن وجود خواهد داشت. مایر می‌گوید: مصرف مس چین دوباره زیاد می‌شود و باید هم زیاد شود تا رشد اقتصادی آن ادامه یابد. حتی این احتمال وجود دارد که روند مصرف مس در چین شتاب بگیرد، چون این کشور به برقی کردن شبکه حمل‌ونقل خود دست زده و دورنمای قدرتمندی در این زمینه دارد. با رشد تولید خودروهای الکتریکی، تقاضای این کشور برای مس نیز بسیار بالا خواهد رفت.

انتقال به آسیای جنوب شرقی
فرض اینکه چین به دلیل تعهد به کاهش سطح آلودگی خود واردات قراضه مس را ممنوع می‌کند، به معنای توقف این حرفه نیست. این ممنوعیت می‌تواند به اینکه قراضه مس در جایی دیگر فرآوری شود، منجر شود. به دنبال شایعه‌هایی که درباره ممنوعیت واردات قراضه مس به وجود آمد، شرکت‌ها شروع به جست‌وجو در تغییر محل استقرار تجهیزات تصفیه به سایر کشورها کردند. حتی گفته می‌شود شرکت دولتی مس جیانگشی چین نیز به دنبال محل جایگزینی است.
مایر می‌گوید: بیشتر شرکت‌ها بر آسیای جنوب شرقی تمرکز کرده‌اند، چون سستی قوانین حاکم بر آنجا، آزادی عمل بیشتری به آنها می‌دهد. بخشی از کاهش واردات قراضه مس به چین که در ۲سال گذشته رخ داده به این دلیل است که شرکت‌های چینی، مشغول ساخت تجهیزات خود در نقطه‌ای دیگر از آسیا مثلا در اندونزی بوده‌اند. او می‌افزاید: نمی‌دانم آنها تجهیزات خود را کجا قرار داده‌اند اما آنچه قابل توجه است اینکه این تجهیزات، آلودگی را به کشورهای همسایه محل استقرار واحد تصفیه انتقال می‌دهند.
در سال گذشته میلادی، هنگ‌کنگ، امریکا و استرالیا در مجموع مبدأ نیمی از قراضه‌های مسی بودند که چین وارد می‌کرد، اما در سال‌های اخیر درصدی که از آسیای جنوب شرقی وارد می‌شود، تا حد زیادی افزایش پیدا کرده است. برای مثال واردات از تایلند به تنهایی در سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵خورشیدی (۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶میلادی) ۳۵۵درصد افزایش پیدا کرد.
در نهایت تاثیر طولانی‌مدت ممنوعیت واردات قراضه به چین در زمان خودش آشکار خواهد شد، اما درحال‌حاضر به دلیل تاکید چین بر قوانین جدیدی که علیه آلودگی‌ها وضع کرده و رشد مستمر بخش الکترونیک این کشور، تقاضا تنها برای قراضه مس عیار بالا افزایش دارد تا ببینیم در نتیجه این تغییر رویکرد در بزرگترین واردکننده قراضه مس جهان، چه جابه‌جایی و اختلال عظیمی در زنجیره تامین مس اتفاق خواهد افتاد.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۶۰

بزرگترین ذخیره زغال‌سنگ قاره افریقا در کشور افریقای جنوبی است که زمان تشکیل آن به حدود ۲۶۰میلیون سال پیش و دوره پرمین برمی‌گردد.

در شمال و شمال شرقی این کشور، حجم بیشتری از این ذخایر وجود دارد و در بیشتر نقاط به وسیله قشر نازکی از رسوبات پوشیده شده که حدود ۱/۳درصد از کل ذخیره زغال‌سنگ موجود در نیمکره جنوبی را در بر می‌گیرد. افریقای جنوبی یکی از ۷کشور تولیدکننده انبوه زغال‌سنگ است که سالانه بیش از ۲۶۵میلیون تن زغال‌سنگ تولید می‌کند. این حجم، مصرف داخلی را در تولید انرژی، نیاز کارخانه‌های شیمیایی و تولید سوخت مایع از زغال‌سنگ تامین می‌کند و حدود ۲۱درصد یعنی بیش از ۵۵میلیون تن نیز به وسیله اسکله‌ای در شرق کشور در خلیج ریچارد صادر می‌شود.
این صنعت در افریقای جنوبی به طور مستقیم بیش از ۵۰هزار شغل ایجاد کرده و ۸۵درصد تولید، تحت مدیریت و نظارت ۵شرکت بزرگ بین‌المللی انجام می‌شود. براساس آمارهای ارائه شده، حدود ۵۰درصد استخراج زغال‌سنگ در این کشور زیرزمینی است و به همان میزان هم از معادن روباز استخراج می‌شود. از کل زغال‌سنگ تولید شده در افریقای جنوبی، حدود ۴۳درصد به مصرف نیروگاه‌های تولید برق می‌رسد. بیش از ۴۵میلیون تن نیز صرف تولید مواد شیمیایی، سوخت مایع و فولاد می‌شود و به مصارف متفرقه اختصاص می‌یابد. در گذشته، مقصد صادراتی بیشتر زغال‌سنگ این کشور، اروپا بود اما به‌تدریج جای خود را به کشورهای آسیایی به ویژه هند و چین داد.
استفاده از زغال‌سنگ در این کشور از عصر مفرغ آغاز شد و بیشتر برای استحصال مس و آهن، گرمایش خانگی و پخت‌و‌پز استفاده می‌شد، اما از اواسط قرن ۱۹میلادی، استخراج گسترده زغال‌سنگ شروع شد و در قرن بیستم توسعه زیادی پیدا کرد. از ابتدای قرن ۲۱ با توسعه شبکه برق‌رسانی در کشور، مصارف خانگی و گرمایشی به کمترین میزان کاهش یافت. افریقای جنوبی، پنجمین کشور تولیدکننده زغال‌سنگ و یکی از صادرکننده‌های بزرگ زغال‌سنگ در جهان است. تولید ۷۷درصد برق این کشور وابسته به زغال‌سنگ است و این احتمال بسیار ضعیف است که این کشور دست کم در ۲دهه آینده سوخت جایگزین یا منابع دیگری برای تامین انرژی برق خود در دسترس داشته باشد. از آنجایی که ذخایر زغال‌سنگ افریقای جنوبی ضخامت زیادی دارند و دارای درزه‌های فراوان و نزدیک به سطح هستند، موقعیت استخراجی مناسبی دارند. این اتفاق در کنار حضور نیروی کار ارزان، موقعیت مناسبی را برای تولید ایجاد کرده که نتیجه آن بهای تمام شده ارزان و رشد سریع این صنعت است. این کشور سالانه بیش از ۶۰میلیون تن ضایعات استخراجی زغال‌سنگ دارد که باید به طور اصولی امحا شود. افریقای جنوبی درحال‌حاضر نیز برنامه توسعه استخراج و اضافه کردن نیروگاه‌های زغال‌سنگی را در دست اقدام دارد. این کشور از نظر شمار معادن کوچک زغال‌سنگ با ۶۴معدن، رتبه نخست جهانی را دارد. این معادن با حجم بالای تولید، فرصت‌های اشتغالزایی وسیعی را در این کشور به وجود آورده‌اند. پیش‌بینی می‌شود با حفظ تولید فعلی و ذخیره حدود ۳۰میلیارد تنی، این کشور برای بیش از ۱۱۶سال آینده ذخیره زغال‌سنگ داشته باشد.
بهرام فرزاد / کارشناس زغال سنگ

 

 

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۴۰

اکرم امینی: توقف عرضه ارز دولتی به شرکت‌های هواپیمایی از بزرگترین چالش‌هایی است که در هفته‌های اخیر، حمل‌ونقل هوایی با آن دست و پنجه نرم می‌کند؛

به‌ویژه در این روزها که بازار آزاد ارز نیز در حال پشت سر گذاشتن نوسان‌های عجیبی است و نرخ ارز به طور لحظه‌ای تغییر می‌کند. خرید، تعمیر و نگهداری قطعه و هواپیما، اجاره هواپیما، حق ماموریت کادر پرواز و حق عضویت یاتا، از مهم‌ترین هزینه‌های غیرریالی شرکت‌های هواپیمایی هستند که موجب می‌شود فعالیت این شرکت‌ها در ارتباط مستقیم با بازار ارز باشد. گرچه توقف عرضه ارز دولتی به شرکت‌های هواپیمایی از یکی، دو سال پیش در دستور کار قرار گرفته و اعلام شده بود که به‌زودی اجرایی می‌شود اما شرکت‌های هواپیمایی همواره مخالف این کار بوده‌اند و در این روزها نیز از اختصاص داده نشدن ارز به کسب‌وکارشان می‌نالند. دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی می‌گوید باتوجه به اینکه بیشتر هزینه‌های این شرکت‌ها ارزی است، عرضه نشدن ارز دولتی به این شرکت‌ها مشکلات فراوانی در ماه‌های گذشته برای آنها ایجاد کرده است. اسعدی سامانی با اشاره به پیگیری‌های شرکت‌های هواپیمایی از بانک مرکزی و بانک‌های عامل برای دریافت ارز دولتی گفت: در ماه‌های گذشته موفق به دریافت ارز دولتی نشده‌ایم و وقتی موضوع را پیگیری می‌کنیم به ما می‌گویند پرونده‌های درخواست ارز شرکت‌های هواپیمایی در بانک‌های عامل یا بانک مرکزی در حال رسیدگی است.
اسعدی سامانی عرضه نشدن ارز دولتی به شرکت‌های هواپیمایی را تهدیدی برای صنعت حمل‌ونقل هوایی عنوان کرد و افزود: اکنون شرکت‌های هواپیمایی براساس دلار ۴۲۰۰ تومانی که نرخ رسمی ارز است، خدمات ارائه می‌دهند و انتظار می‌رود دولت ارز موردنیاز این شرکت‌ها را به موقع در اختیارشان قرار دهد زیرا اگر تغییری در نرخ ارز ایجاد شود، زیان هنگفتی به شرکت‌های هواپیمایی تحمیل خواهد شد. دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی معتقد است در شرایطی که امریکا فشارها بر صنعت هوانوردی ایران را افزایش داده، شرکت‌های حمل‌ونقل هوایی نیاز به حمایت بیشتری از سوی دولت دارند.

احتمال افزایش نرخ بلیت و کاهش خدمات ایرلاین‌ها
برخی کارشناسان معتقدند عرضه نشدن ارز دولتی به شرکت‌های هواپیمایی می‌تواند این شرکت‌ها را ناگزیر به افزایش تعرفه خدمات از جمله نرخ بلیت هواپیما کند که این امر در نهایت به زیان مسافران خواهد بود. علیرضا بحیرایی در گفت‌وگو با صمت اظهار کرد: باتوجه به اینکه صنعت هوانوردی صنعتی ارزبر است اگر شرکت‌های هواپیمایی بخواهند ارز را از بازار آزاد تهیه کنند نمی‌توان انتظار خدمات مطلوبی از آنها داشت.
این کارشناس صنعت هوایی با اشاره به هزینه‌های ارزی شرکت‌های هواپیمایی از جمله هزینه خرید یا اجاره هواپیما و قطعات، هزینه پروازهای عبوری و هزینه سوخت گفت: شرکت‌های هواپیمایی با انواع وام‌های بانکی توانسته‌اند هواپیما فراهم و فعالیت کنند. در این میان شرکت‌هایی که به دولت و سازمان‌های دولتی وابستگی دارند، توانسته‌اند سرپا بمانند اما برای شرکت‌هایی که از این حمایت‌ها برخوردار نیستند، حذف ارز مبادله‌ای می‌تواند به‌معنای ورشکستگی کامل باشد.
بحیرایی با اشاره به سن بالای ناوگان هوایی ایران گفت: این هواپیماها به‌دلیل سن بالا، چک‌های سنگینی دارند که هزینه‌های بالایی را می‌طلبد.
به‌گفته وی، هزینه قطعات فنی هواپیما مانند موتور، لاستیک، بدنه، سیستم‌های رادیویی، سیستم‌های ناوبری، آلات دقیق، همگی جزو هزینه‌های ارزی یک شرکت است. همچنین در سفرهای خارجی، هزینه‌های پارکینگ و سوخت باید ارزی پرداخت شود. شرکت‌های هواپیمایی فقط حقوق نیروی انسانی و مالیات خود را ریالی پرداخت می‌کنند.
بحیرایی با بیان اینکه حذف ارز دولتی شرکت‌های هواپیمایی می‌تواند منجر به افزایش نرخ بلیت و در نتیجه، کاهش مسافران این بخش شود، ادامه داد: ممکن است افزایش نرخ بلیت، مسافران پروازها را کاهش دهد و مردم به دیگر شیوه‌های سفر روی آورند که این مسئله می‌تواند نتایج منفی دیگری مانند افزایش ترافیک جاده‌ها و سوانح جاده‌ای به‌دنبال داشته باشد.
این کارشناس هوانوردی یادآور شد: با توقف عرضه ارز به شرکت‌های هواپیمایی، این احتمال وجود دارد که این شرکت‌ها به جای افزایش نرخ بلیت، اقدام به کاهش تعداد نیروی انسانی یا کاهش حقوق این افراد کنند که این مسئله نیز به زیان حمل‌ونقل هوایی خواهد بود.

حذف ارز دولتی به نفع ایرلاین‌ها
گرچه عرضه نشدن ارز دولتی‌به شرکت‌های هواپیمایی از نظر بحیرایی قابل انتقاد است اما یکی دیگر‌از کارشناسان صنعت هوانوردی کشورمان معتقد است حذف ارز دولتی شرکت‌های هواپیمایی در نهایت به سود حمل‌ونقل هوایی خواهد بود. علیرضا منظری در گفت‌وگو با صمت با مثبت ارزیابی کردن آزادسازی حمل‌ونقل هوایی از مقررات دولتی و فعالیت این بخش بر مبنای عرضه و تقاضا اظهار کرد: بیش از چند دهه است که مقررات‌زدایی، یکی از دغدغه‌های اصلی صنعت حمل‌ونقل هوایی جهان است تا این صنعت ساماندهی شود و بتواند بدون کمک‌های دولتی، برمبنای عرضه و تقاضا در بازار فعالیت کند که در این راستا، در ایران نیز شاهد آزادسازی نرخ بلیت هستیم.
منظری ادامه داد: در کنار آزادسازی نرخ بلیت هواپیما، صنعت هوانوردی نیازمند اصلاحات دیگری است که یکی از این موارد، رها شدن صنعت از یارانه‌های دولتی در زمینه تفاوت نرخ سوخت یا تفاوت نرخ تسعیر ارز است.
معاون پیشین سازمان هواپیمایی کشوری یادآور شد: البته در ایران پس از آزادسازی نرخ بلیت هواپیما، راهبردهای درستی برای اصلاحات تدریجی به کار گرفته نشد و امروز شاهد این هستیم که به اجبار موضوع کنترل ارز در قالب نرخ دولتی و شیوه توزیع آن برای کالاها و خدمات متفاوت اجرایی شده و این مسئله بر صنعت حمل‌ونقل هوایی تاثیرات ناگهانی دارد.
منظری معتقد است باتوجه به اتفاق‌های فعلی، بهتر است به‌دنبال اختصاص ارز با نرخ دولتی به شرکت‌های هواپیمایی نباشیم تا یکی از اصلاحات مقررات‌زدایی به وقوع بپیوندد و صنعت هوایی از این وابستگی رها شود. به‌گفته وی، این مسئله موجب می‌شود شرکت‌های هواپیمایی، سیاست‌گذاری‌های‌شان را برمبنای واقعیت‌ها انجام دهند و نرخ تمام شده خدمات را بر مبنای تامین امکانات با ارز ثانویه محاسبه و نرخ بلیت هواپیما را تعیین کنند. در این صورت مشتریان واقعی مشخص می‌شوند و برنامه‌ریزی‌ها واقع‌گرایانه‌تر خواهد شد.
این کارشناس صنعت هوانوردی خاطرنشان کرد: با این کار ممکن است برای مدت کوتاهی به بازار حمل‌ونقل هوایی شوک وارد شود اما بلافاصله با کاهش تقاضا، توازن میان عرضه و تقاضا برقرار می‌شود. این مسئله منجر به اصلاح ساختار در شرکت‌های هواپیمایی و افزایش کیفیت مدیریت خواهد شد زیرا شرکت‌ها در رقابت با یکدیگر باید بتوانند نرخ بلیت منصفانه‌تری ارائه و مشتری جذب کنند، در غیر این صورت برخی شرکت‌ها یا از بازار خارج می‌شوند یا به سمت ادغام حرکت خواهند کرد.
او افزود: دولت می‌تواند سیاست‌های مقتضی را درباره ارائه ارز دولتی به کالاهای اساسی در پیش گیرد و بر این موضوع نظارت داشته باشد؛ حتی اگر ناگزیر شود خدمات حمل‌ونقل هوایی را از این کنترل خارج کند. این کار موجب می‌شود زمینه فساد و امکان سوءاستفاده مانند فروش در بازار آزاد یا محاسبه براساس ارز آزاد هنگام تعیین نرخ بلیت کاهش یابد.

تلاش سازمان هواپیمایی برای حل مشکلات
هرچند شرکت‌های حمل‌ونقل هوایی از حل نشدن مشکلات ارزی‌شان در یکی، دو ماه گذشته سخن می‌گویند اما رئیس سازمان هواپیمایی کشوری می‌گوید این سازمان نسبت به مشکلات بی‌تفاوت نبوده و برای حل گرفتاری‌های این شرکت‌ها، در حال مذاکره با مسئولان مربوط است.
علی عابدزاده به پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی گفت: با بانک مرکزی مکاتبه کردیم، با سازمان مدیریت جلسه گذاشتیم و راهبرد تخصیص ارز به شرکت‌های هواپیمایی را تعریف کردیم.
عابدزاده اضافه کرد: هم سازمان هواپیمایی و هم وزارت راه و شهرسازی درحال پیگیری این موضوع هستند و انتظار داریم این پیگیری به‌زودی به نتیجه برسد زیرا فعالیت شرکت‌های هواپیمایی بسیار دشوار شدهاست.
وی با بیان اینکه جایگزینی ارزی که شرکت‌های هواپیمایی درحال‌حاضر هزینه می‌کنند، در آینده سخت است، گفت: پیگیر این هستیم که ارز با نرخ مناسب در اختیار شرکت‌ها قرار گیرد تا مشکلات این بخش برطرف شود.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۴۱

اخبار جنجالی درباره خواننده‌های پرطرفدار پاپ، سرقت ادبی در ترانه‌ها، استفاده از «پلی‌بک» و لب‌زدن در کنسرت به جای اجرای زنده تنها نمونه‌هایی از وضعیت موسیقی پاپ امروز در ایران هستند که مانند کشتی بزرگ بی‌لنگر در دریای مواج به هر سو کوبیده می‌شود و بیم نابودی آن می‌رود.

اما چرا بازار موسیقی در ایران به این روز افتاده که افراد به‌عنوان خواننده پاپ به یکباره سر بر می‌آورند، ستاره می‌شوند، ترانه‌های بی‌محتوا می‌خوانند، سرقت ادبی می‌کنند و از نمونه‌ای موفق تقلید می‌کنند، بی‌آنکه به خلاقیت و نوآوری شخصی بیندیشند. چنانکه ریتم تکراری، مضمون تکراری ترانه‌ای خالی از مفهوم و گاه صدای تقلیدی و تکراری خوانندگان چنان فضای موسیقی پاپ را پر می‌کند که نمی‌توان آنها را از هم تفکیک کرد.
به گزارش صمت، عشق، موضوع غالب ترانه‌های پاپ است. آیا تنها باید به این موضوع پرداخت و به مسائل جامعه بی‌توجه بود؟ خلأ موضوعات اجتماعی (ترانه اجتماعی) مانند مسائل زیست‌محیطی، بحران آب، آلودگی، آداب رانندگی و بسیاری مسائل دیگر جامعه در موسیقی پاپ احساس می‌شود، این در حالی است که در غرب به‌عنوان خاستگاه اصلی موسیقی پاپ، مسائل اجتماعی بخش مهمی از مضمون ترانه‌ها را به‌خود اختصاص می‌دهد.
بسیاری از کارشناسان موسیقی بر این باورند که این هنر لطیف در دهه گذشته دوباره از مسیر اصلی خود منحرف شده و حال و روز موسیقی را در کشور به این حال نزار انداخته است.
به‌اعتقاد کارشناسان امروز موسیقی پاپ بدون نظرهای کارشناسی و حرفه‌ای و تنها به پشتوانه عنوان «موسیقی جوان‌پسند» مهر تایید می‌خورد و روانه بازار می‌شود، این در حالی است که موسیقی بخش مهمی از هویت فرهنگی ایرانیان را تشکیل می‌دهد و پیشینه‌ای چندهزار ساله در تاریخ ایران زمین دارد.
سنگ‌نوشته‌های ۳ تا ۵ هزار سال پیش در شوش و لرستان و تصاویر نوازندگان دربار خسرو پرویز در تاق بستان کرمانشاه گواهی بر این مدعاست. امروز برخی اسپانسرها یا همان حامیان مالی به جان بازار موسیقی افتاده‌اند و خون آن را می‌مکند زیرا در نگاه‌شان موسیقی پاپ چیزی جز منبع درآمدی عظیم نیست.
بسیاری از حامیان مالی علاوه بر آنکه تخصصی در استعدادیابی و هنر موسیقی ندارند، برنامه مدون بلند‌مدت که هیچ؛ حتی میان‌مدت را هم دنبال نمی‌کنند. تنها موضوع برنامه‌ریزی شده آنها برنامه‌ای زود بازده است که به انتخاب یک خواننده با سلیقه شخصی و قراردادی یک‌طرفه و کاملا به نفع حامی مالی، چه به لحاظ زمان و چه به لحاظ درآمد، خلاصه می‌شود.
روند مهم تبلیغات روی این خواننده آغاز و جنجال‌ها و هیاهوهای زرد به نفع خواننده که نه، به نفع حامی مالی ترتیب داده می‌شود. چند کلیپ و تک‌آهنگ به‌طور گسترده پخش می‌شود و حامی مالی با اعمال نفوذهای حقوقی و حقیقی خود، مجوزهای لازم را برای برگزاری کنسرت تهران و شهرستان دریافت می‌کند.
حامی مالی با فروش بلیت درآمد نجومی خود را در کوتاه‌مدت کسب می‌کند و خواننده تازه‌کار خوب یا بد، به شهرت می‌رسد و در این میان این مردم هستند که با برنامه‌ای کوتاه‌مدت و تحت تاثیر تبلیغات مورد خیانت قرار می‌گیرند.
موسیقی محبوب و مردمی در اصطلاح موسیقی پاپیولار یا پاپ است، اما در کشور ما ساختار ضعیف، کپی از خواننده‌های خارجی، استفاده از ترانه‌های نازل و بی‌مفهوم، ریتم‌های یکسان و ثابت و بسیاری موارد دیگر باعث شده گاهی موسیقی پاپ ایرانی، به‌عنوان موسیقی نازل شناخته شود.
اما اگر بخواهیم در عرف موسیقی مغرب‌زمین صحبت کنیم، پاپ همان موسیقی محبوب است. این محبوبیت ممکن است در یک دوره کوتاه باشد و تاریخ مصرف داشته باشد؛ یعنی چند صباحی گیرایی داشته باشد و شنیده شود و بعد نوع دیگری از موسیقی جایش را بگیرد.
در حوزه موسیقی ملی ما بیشتر کارهای جدی محبوب می‌شوند؛ مانند تصنیف‌هایی که در گذشته ساخته و محبوب شدند و دهه‌ها در خاطره‌ها زنده می‌مانند.

اسپانسرها متخصص نیستند
سعید علیپوریان، خواننده پاپ و آهنگساز در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی ایرنا تاکید دارد: ما خواننده خوب کم نداریم. به کسی هنرمند گفته می‌شود که با هنر ارتباط دارد. هنرمندی که صاحب تفکر است، دغدغه‌های سازنده دارد، فرهنگساز و طبیعت دوست است، مشکلات اجتماعی فرهنگی و سیاسی را درک می‌کند و آنها را به مخاطبان خود یادآور می‌شود، هنرمند مولف است.
وی افزود: شکل دیگری از هنرمند نیز وجود دارد که من به آن هنرمند متوسط می‌گویم که در کار و تفکر، کپی‌بردار و در واقع موج سوار است. چنین فردی هنرمندِ عکس‌العمل است نه عمل؛ به‌دنبال آن است که مردم مسائل اساسی جامعه را که خود آن را درک نمی‌کند یا از آن بی‌خبر است، فراموش کنند؛ مانند مرفهین عمل می‌کند.
علیپوریان در عین حال اظهار کرد: هر دو این هنرمندان باید فعالیت کنند. من موافق محدود کردن هیچ کدام از آنها نیستم زیرا باید موقعیت برای همه برابر باشد، اما اینجا کارکرد اسپانسر اهمیت می‌یابد. اسپانسر باید هنرمند مولف انتخاب کند نه هنرمند کپی‌بردار. اما چرا برخی اسپانسرها این هنرمندان را انتخاب می‌کند؟ پاسخ منافع مالی است و اینکه اسپانسر تنها موقعیت‌های زودبازده را بررسی می‌کند چراکه متخصص نیست و مشاور هنری هم ندارد.
این آهنگساز با طرح این پرسش که «آیا هنرمند خوب در این مملکت کم است؟» ادامه داد: می‌توانم به جرات ۵۰ هنرمند درجه یک و مولف معرفی کنم که در صورت سرمایه‌گذاری روی آنها سطح موسیقی ایران به یک قدمی موسیقی جهانی می‌رسد.
این امر در صورتی میسر است که اسپانسرها ارتقای سطح بدهند، دست از پول‌پرستی بردارند و غیر از درآمد، کمی هم برای برنامه‌های بلند‌مدت هزینه کنند و مشاور بگیرند.
علیپوریان گفت: نمی‌دانم اسپانسرهای حوزه موسیقی به چه شکلی فعالیت می‌کنند، از کجا آمده‌اند و چه کسی روی کار آنها نظارت می‌کند؟
مدیرعامل خانه موسیقی نیز معتقد است: امروز رسانه ملی از موسیقی شناسنامه‌دار فاصله گرفته و چهره‌هایی مانند علف هرز در آن سر بر می‌آورند و به‌عنوان خواننده موسیقی پاپ به خورد مردم داده می‌شوند.
حمیدرضا نوربخش تصریح کرد: امروز دچار مصیبت و بلایی شدیم به نام موسیقی پاپ که یک موسیقی بی‌بنیان، بی‌مایه و بی‌هویت در محتوا، ساختار و شکل به خورد مردم داده می‌شود.

 


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۲۹۴۲

چند روز پیش برای تماشای تئاتر سوءتفاهم نوشته آلبر کامو به یکی از سالن‌های تهران رفتم.

نمایش حرفه‌ای و به زبان فرانسوی اجرا شد. نمایش با این جمله آغاز شد: «زندگی یک سوءتفاهم بزرگ است! » پس از پایان نمایش به این می‌اندیشیدم که احساس افراد نسبت به زندگی ارتباطی به تفاوت قرن، دهه، سال و ماه ندارد و اکنون هم به‌راحتی می‌توانیم با شخصیت‌های ‌«سوءتفاهم» هم‌ذات‌پنداری و رویدادهای حدود یک قرن گذشته را در زندگی‌مان لمس کنیم. همه ما در طول زندگی با سوءتفاهم‌هایی کوچک و بزرگ روبه‌رو می‌شویم که اگر نتوانیم آنها را رفع کنیم (که ‌بعضی از آنها به‌واقع رفع نمی‌شوند) قادر خواهند بود مسیر زندگی‌مان را تغییر دهند. گاه در مکالمات عادی و روزانه، حتی با نزدیکان‌مان، تنها رقص کلمات را روی لب‌های هم می‌بینیم بدون اینکه از درون و روحیات یکدیگر آگاهی کامل داشته باشیم و منظور طرف مقابل را درک کنیم. در نتیجه، به قضاوت می‌نشینیم و این آغاز یک سوءتفاهم کوچک می‌شود. اما کمبودهای درونی‌مان از عشق و محبت واقعی ما را کور و در قالبی بروز می‌کند که در نهایت خوبی و مهربانی ممکن است عملی از ما سر بزند که جنایتکار درون‌مان بیدار شود و اعمال‌مان به فاجعه‌ای بزرگ بینجامد. پس هر قدر هم مراقب رفتارمان باشیم که مبادا خاطری را بیازاریم، در جایی از تقدیر نامعلوم‌مان، با حرف یا عملی به خیانتکاری بزرگ نزد افراد بدل می‌شویم؛ مراقب رفتارمان باشیم اما از یاد نبریم «زندگی یک سوءتفاهم بزرگ است…».
زهرا حسن‌زاده / روزنامه‌نگار


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

صفحه 20 از 34
»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 30...«