صنایع و معدن مازندران

» گفت‌وگویی از جنس سکوت با رودی «همیشه زنده»

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۳۶۲۷

مشکل آب استان اصفهان و خشکسالی سال‌هاست که دغدغه مردمان و برخی مسئولان دلسوزش است.

دیدن زاینده‌رود خشک همیشه سخت است و سخت‌تر از آن دیدن سکوت مسئولانی است که در زمان مسئولیت‌شان کوتاهی و غفلت کردند، قدم جدی برنداشتند و از کنار سخن دلسوزان شهر نیز برای حل این مشکل به سادگی گذشتند.
حال قرار است در روزهای آینده، جریانی از جنس آب و تازگی به شهرمان برگردد، قرار است زندگی رنگ و بویی تازه به خود بگیرد و رودخانه شهر اصفهان احیا شود و آب جریان یابد؛ ضمن اینکه ۱۸ مهر روز نکوداشت زاینده‌رود است.
در این شرایط سخت حاکم بر زندگی مردم چه نویدی بهتر از این، البته اگر عده‌ای سنگ‌اندازی نکنند. حال که استاندار محبوب شهرمان همراه با گروهی قوی ماه‌ها تلاش کردند و راه‌حل علمی و عملی پیدا کردند، بگذارید دل‌مان خوش بماند. ما روزها را می‌شماریم تا همشهری‌های‌مان در کنار زاینده‌رود همیشه زنده جشن بگیرند و لبخند به چهره‌شان بیاید و دوباره امید و شور به زندگی برگردد.
به این بهانه و به‌خاطر گفتن این خبر خوب، سراغ زاینده‌رود شهرم رفتم. هر دو سکوت کرده بودیم اما از آن سکوت‌هایی که هزاران معنا داشت و هر دو درکش می‌کردیم. او لب گشود و برایم گفت آیا می‌دانی اینجا که نشستی چه رازها گفته شده است؟ این رود در دلش هزاران راز نهفته با خود دارد که من می‌دانم و صاحبانش فقط… گفت می‌دانی چقدر قهر و آشتی اینجا شکل گرفته؛‌ چقدر عاشقی شکل گرفته است؟
گفت می‌دانی چه اشک‌ها به خود دیده است تا سبک‌تر شوند و برگردند به خانه‌های‌شان؟
من باز سکوت کردم، گفت به زمین ترک خورده‌ام نگاه کن… قلبم به درد آمد، گفت این ترک‌ها، زخم‌های دل زاینده‌رودتان است. شکستم با دیدن‌شان، با خشک شدنش. اما سعی کردم همیشه زنده بمانم، عادت نداشتم به آنکه مردم پیاده از این زمین بی‌جان رد شوند اما باز دلم خوش بود به همین قدم زدن‌ها، چون قدرت جادویی زنده‌رود را نشان می‌داد و می‌دهد و زیبایی نهفته‌اش را که هنوز با وجود خشکی، دل‌ها را زنده نگه داشته است.
اما گله‌ای دارم به عمق همین ترک‌های رودخانه از همه مسئولانی که می‌توانستند کاری کنند اما سکوت اختیار و کوتاهی کردند. زاینده‌رود تنها یک رودخانه نیست؛ تاریخی پر از هویت است.
با خود زمزمه کردم، حال از خیلی‌ها شنیده‌ام که مسئولی سخت‌کوش همراه با انسان‌هایی که عاشق شهر هستند، ماه‌ها جنگیده‌اند که این ترک‌ها کم کم رفع شود و من هم مانند مردم هر روز را برای دیدن آن روز زندگی می‌کنم.
در تمام مدتی که سکوت کرده بودم به یاد پیام‌های این روزها می‌افتادم اما به خودم مانند بسیاری دیگر قول داده‌ام حامی استاندار شهرم اصفهان و یارانش برای احیای عظمت زاینده‌رود بمانم و با تمام وجود خواهم ایستاد.
پرسید چیزی نمی‌خواهی بگویی، گفتم روزهای خوب نزدیک است چون این شهر با تو زنده است. لبخند تلخی زد و نقل قولی از کتاب شازده کوچولو برایم گفت: «شازده کوچولو از گل پرسید:
آدم‌ها کجان و گل گفت: باد به این ور و آن ورشان می‌برد و این بی‌ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده…»
من با سکوتی عمیق به فکر فرو رفتم که چرا هنوز باید سنگ‌اندازی از سوی عده‌ای دیده شود، وقتی مردم چشم انتظار زاینده‌رودشان هستند؟!
با بغض از همان کتاب شازده کوچولو برایش گفتم: «گل من، در دنیا یگانه است و تو یگانه گل شهر اصفهان مایی»
زاینده‌رود هویت شهر اصفهان است. گل ما نیاز به مراقبت و نگهداری دارد و این بار همه ما مسئولیم که حواس‌مان به تو، دل زخم خورده و زیبایی‌هایت باشد…
سمیه سلحشوری اردستانی / کارشناس اقتصاد


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.