صنایع و معدن مازندران

» «گرامی»ها در ایران‌زمین فراوانند

سلام خدمت مخاطبين سایت صنایع و معدن مازندران اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کدخبر: ۳۳۳۴۷

دوران راهنمایی بودم. دهه ۶۰ تمام شده بود. آموزگاری داشتم جبهه رفته و بزرگوار. خاطره‌ای نقل کرد که کماکان در ذهنم باقی است.

به سبب‌گذار از آن سال‌ها، نقل به مضمون می‌کنم. آموزگارمان از دستور عقب‌نشینی تاکتیکی فرمانده در عملیاتی گفت و فوج فوج سربازان و بسیجیانی که در اطاعت از دستور فرمانده به پشت خاکریز خودی بازمی‌گشتند.
در این میان یک نفر بر خلاف جهت حرکت، به سمت خاکریز دشمن می‌رفت. در کمال شگفتی رفت و در عین ناباوری در زیر رگبار گلوله دشمن، به سلامت بازگشت.
سرکشی از فرمان فرمانده در جنگ عقوبت دارد و به‌سبب حساسیت جان رزمندگان و نقشه‌های عملیاتی، مستوجب تنبیه شدید است.
فرمانده با دادوبیداد از سرِ نگرانی و همچنین حفظ دیسیپلین و قوانین آوردگاه جنگ، جوان ۱۷، ۱۸ساله بسیجی را به باد انتقاد گرفت و حتی تنبیه سخت زبانی را چاشنی انتقاداتش کرد و سبب آن را جویا شد.
جوان بی‌آلایش روستایی آن روزها که نوجوانی هنوز در چهره‌اش آشکار بود پس از عذرخواهی فراوان، متواضعانه گفت: «سید! در مسیر برگشت و اجرای فرمانِ شما، کلاهم در خاک دشمن بر زمین افتاد، به محض آنکه فهمیدم، بازگشتم تا کلاه را بردارم! نکند خاکی از خاکِ میهن که بر کلاهم نشسته بود در خانه دشمن بماند و من مسئول آن باشم و دِینی بر گردنم بماند. برای آزادی و دفاع از خاک میهن و باورمان آمده‌ام؛ نه برای دادنِ ذره‌ای از خاک و کلاه میهنم به دشمن! »
سخت در این اندیشه‌ام که به‌ویژه این روزها به این نگاه از جوانی روستایی که ۱۸ بهار هم از عمرش نگذشته بود، در همه عرصه‌ها بسیار نیازمندیم.
هزار سال پیش فردوسی بزرگ در شاهنامه، روایتی پهلوانی از هزاران سال پیش‌تر از خود را بازگو می‌کند. روایتی که در متن باستانی ‹«یادگار زریران» به ادبیات پهلوی نیز نقل شده است. پهلوان ایرانی با نام «گرامی» در جنگ ایرانی‌ها با انیرانی‌ها (دشمنان غیرایرانی) در نبرد میان گشتاسپ و ارجاسپ، درمی‌یابد «پرچم ایران» بر زمین افتاده است. «گرامی» در گیرودار جانکاه نبرد، از اسب فرود می‌آید و درفش کاویانی را بر دست می‌گیرد و خاک از آن می‌زداید و دگربار بر اسب خود می‌نشیند. این هنگام است که انیرانی‌ها او را می‌بینند و محاصره‌اش می‌کنند. در جنگی حماسی یک دست او را به شمشیر می‌اندازند. پهلوان ایرانی درفش کاویانی را بر دندان می‌گیرد و با یک دست تا هنگام کشته شدن، پهلوانانه شمشیرزنان می‌جنگد.
شگفتی اینجاست که روایت‌هایی که برآمده از اعتقاد عمیق خردورزانه و هدف‌مدار انسانی به باوری عمیق است این‌گونه شبیه‌اند.
 روایت پر از آب‌چشم حضرت ابوالفضل عباس و آوردن آب و شهادت مردانه او برای سیراب کردن اعتقاد و اثبات حقانیت واقعه کربلا هیچ گاه برای مخاطب عادی نمی‌شود.
احتمال آنکه آن جوان بسیجی از روایت پهلوانی «گرامی» اطلاع داشته باشد اندک است، اما آنچه کرده شبیه و حتی شجاعانه‌تر از هم‌میهن چند هزاره پیش از خود بوده است. این بزرگ‌منشی و باور را فرهنگ غنی زیستن در این زیست‌بوم و تربیت خردورزانه ملی و مذهبی پدران، مادران و نیاکان‌مان، هزاره به هزاره به او انتقال داده است. ظرفیت‌های راستین فرهنگ هزاره‌ای هر وقت در عرصه عمل قرار گیرند آفریننده نیکی و مدافع نیکی‌اند.
آزادگی و دفاع خردورزانه از باور یک ملت هزاره‌ای در ابعاد میهن‌دوستی، مذهبی و انسان‌دوستی تا آنجا که برپایه خرد و اخلاقیات است تضمینی است بر ماندگاری باور غالب، موجودیت و امنیت زیست‌بوم میهن.
جوان بسیجی، گرامی پهلوان و در مقامی معنوی و بسیار معنادارتر حضرت ابوالفضل عباس، الگوهایی راستین از فدای جان هستند در راه باورهای اخلاقی ارزشمند که در بُعد انسانی و جهانی قابل‌احترامند.
از این جهت است که می‌اندیشم آنچه سربازان و بسیجیان ما، آنچه پهلوانان حماسی دوران کهن ما و آنچه یاران حسین (ع) بر پایه باورهای خود کردند متعلق به فرد و دسته و گروه خاصی نیست بلکه میراث مشترک معنوی است که بشریت می‌تواند از آن استفاده کند؛ همان‌گونه که ایرانیان و تشیع از آنچه نیکوست و دشمنی با پایه‌های اساسی ملیت و باور خود ندارد همواره استقبال کرده‌اند. مهمان‌نوازی بنام ایرانیان بی‌هیچ دستگاه تبلیغاتی، زبانزد عام و خاص در سراسر گیتی است که خود بیانگر پذیرش درونی ایرانیان از باورهای گوناگون با حسن‌نیت تمام است.
حال این هنر و وظیفه ماست که واقعه تاریخی و مذهبی مانند کربلا و واقعه‌ای مانند ۸ سال دفاع مقدس از مرز و بوم و باورهای مذهبی و کهن خود را به‌گونه‌ای به جهانیان بشناسانیم که آن‌گونه که بودند، خوش بنمایند؛ آن‌گونه که نمادها و اشتراکات اخلاقی عمیق انسانی و جانفشانی آنها بر دل هر مخاطبی در هر جایی از جهان بنشیند و گوهر و باطن آن را درک کند.

اشکان تقی‌پور- کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران


شما مخاطبين عزيز سايت صنایع و معدن مازندران از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت صنایع و معدن مازندران

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.